خانه عناوین مطالب تماس با من

ساده

ساده

درباره من

من همان مجنون مست یاغی ام. ادامه...

پیوندها

  • تفتستان
  • گاه نامه
  • دست نوشته ها
  • مرا زندگی کن
  • هوار
  • من و درناها و پنجشنبه هایم
  • شمن
  • شمن
  • محک
  • مجازی نبشته
  • پشـت پنجـــره
  • گاه و بی گاه کتایون
  • فوتوهایکو
  • گنجشک ناتمام
  • راه رفتن روی زمین
  • پاتوق گورکن ها
  • جُلمیخ
  • کرمو نیا
  • بودنها نبودنها دگرگونیها !
  • کاپیتان هادوک
  • میرزا
  • مینیمال های من
  • سـفره قـلم کـار
  • بغض‌های فرو برده من
  • جنگل و خاکستر
  • Stripped Off
  • هزارتو
  • گنجشک ناتمام
  • بهترین شعرهایی که خوندم !
  • نادان
  • حتی اگر ماهی ها گریه کنند..
  • ژانرشناسی
  • مهرآوران - حمایت از کودکان و حقوق کودک
  • اسپریچو
  • بَرکَت
  • پاگرد
  • وازنا
  • ناژو
  • کافه تراس، خانه‌ی واهه آرمن در اینترنت
  • پل ادبی
  • شهاب مقربین
  • کوتاه نوشته های معاصر
  • RooM 204
  • من،بیست و یک سالگی
  • !
  • توکای مقدس
  • و بدانیم اگر کرم نبود بعضی‌ها چیزی کم داشتند!
  • انگار نه انگار
  • رنگ های رفته دنیا
  • رونویسی
  • روشنتر
  • آهوی ناتمام
  • رسول یونان
  • دالاهو
  • قینوس
  • روزنامه
  • مهرزاد مهراندیش
  • بچه های مشتاق
  • عـطـسـه های یـک قـلـم
  • µ
  • پل خواب
  • “استاد سطل به سر” با مدیریت سینا تئوری
  • انجمن حمایت از بیماران سرطانی یاس
  • علی نوحی
  • میرا یا آخرین سرخپوست سیگاری
  • برآستان دری که کوبه ندارد
  • خودم بودم که گم شدم
  • ثلث اول

دسته‌ها

  • شعر گونه 15
  • غـُر 5
  • یه روز .. 4
  • از لذائذ! 4

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • سه

بایگانی

  • تیر 1396 2
  • خرداد 1396 1
  • مهر 1394 1
  • مرداد 1394 2
  • خرداد 1394 1
  • اردیبهشت 1394 4
  • فروردین 1394 1
  • دی 1393 1
  • آذر 1393 2
  • آبان 1393 2
  • مهر 1393 3
  • شهریور 1393 10
  • مرداد 1393 2
  • خرداد 1393 5
  • اردیبهشت 1393 1
  • فروردین 1393 3
  • آبان 1392 6
  • مهر 1392 5
  • شهریور 1392 13
  • مرداد 1392 10
  • تیر 1392 4
  • خرداد 1392 8
  • اردیبهشت 1392 15
  • مهر 1391 1
  • شهریور 1391 3
  • خرداد 1391 3
  • اردیبهشت 1391 2
  • اسفند 1390 2
  • شهریور 1390 1
  • مرداد 1390 1
  • تیر 1390 5
  • خرداد 1390 9
  • اردیبهشت 1390 7
  • فروردین 1390 2
  • اسفند 1389 4
  • بهمن 1389 7
  • دی 1389 6
  • آذر 1389 6
  • آبان 1389 15
  • مهر 1389 6
  • شهریور 1389 14
  • مرداد 1389 9
  • تیر 1389 1
  • خرداد 1389 1
  • فروردین 1389 2
  • اسفند 1388 1
  • بهمن 1388 2
  • دی 1388 10
  • آذر 1388 6
  • آبان 1388 8
  • مهر 1388 3
  • شهریور 1388 7
  • مرداد 1388 5
  • خرداد 1388 7

آمار : 88810 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • [ بدون عنوان ] دوشنبه 5 مهر 1389 00:31
    با تشکز از پینک فلوید
  • منم پروانه ی آینه جمعه 2 مهر 1389 22:55
    هر بار که من و پروانه جلوی آینه میرویم و همدیگر را می بوسیم یکی چون من، یکی مثل پروانه به آغوش هم میروند در آینه و همدیگر را می بوسند بی آن که بدانند که چه طعمی می دهد بوسه بی آن که وجود داشته باشند من و همسرم خیلی غمگین می شویم پروانگی های مقدس۱۳ - خواهران این تابستان - بیژن نجدی پانویس: منم پروانه ی آینه.
  • گه خوردم یکشنبه 28 شهریور 1389 00:21
    لابد یه روزی علم اون قدر پیشرفت میکنه که دکمه ی گه خوردم همه جا کار کنه. پانویس: دگمه؟
  • شعر گونه های من۶ شنبه 27 شهریور 1389 00:01
    عزیزم! عزیزم! تو فقط بیا.. من عاشق می شوم٬ من زن می شوم٬ من سبز می شوم٬ من سرخ می شوم٬ من ما می شوم. همه چیز با من. تو فقط بیا . پانویس: اینم فقط واسه ی این که آپ باشم. یه روزایی اون قدر پُرٍ که وقت برای فکر کردن و حتی دلتنگ شدن نیست.
  • داف روس سه‌شنبه 23 شهریور 1389 17:03
    یکی از لذت هایی که با در آوردن موی زیر پوستی برابری میکنه نگاه کردن به دافای روسیه.
  • شعر گونه های من۵ شنبه 20 شهریور 1389 02:37
    می بینی چه ساده شاد میشوم؟ همین که همین اطراف باشی. همین که نامم را بخوانی. تند و گنگ.. پانویس: این که میگم سه چهار سال پیشه. وقتی که دوست داشتن به نظرم خشگل بود. اینجا.
  • فکرزدگی جمعه 19 شهریور 1389 05:06
    تا حالا از شدت فکر بیدار نشده بودم! یهو بیدار شدم و دیدم مغزم داره تند و تند فکر میکنه!‌ نه که فکرای زیادی توش باشه!‌ نه! واقعا داشتم تند فکر میکردم. پانویس: عرضی نیست. فقط پانویس خواستم.
  • لت ایت بی چهارشنبه 17 شهریور 1389 20:05
    مینشینم یک گوشه. میگذارم ناراحت باشم. بغض کنم. میگذارم غم کوچکم هر چقدر میخواهد بزرگ شود. دلم میگیرد. دلخور میشوم. بعد یک پیراهن رنگی میپوشم و سراغ گلدانها میروم..
  • میل گم شدن در من پیدا شده ست ... شنبه 13 شهریور 1389 20:56
    انگار سرو کار مردم پول دار هیچ وقت به سونوگرافی و رادیولوژی نمیفته. آدم فکر میکنه داروخونه و بیمارستان ذاتا مال مردم کم پوله. ناخداگاه اینو یادم میاره که هر چی سنگه پیش پای لنگه. با این که مریضی رو سنگ و بی پولی رو پای لنگ نمی دونم.. پانویس: شهاب مقربین از من میگوید: میل گم شدن در من پیدا شده ست ...
  • گشادی همه جانبه شنبه 13 شهریور 1389 13:49
    اتاقم بهم ریختس. کلی لباس نشسته دارم. به یه همه آدم باید زنگ بزنم که جلسه سه شنبهس. موبایلم یه ریز زنگ میزنه. آرایشگاه واجبم. ایمیل و فیسبوک و اس ام اس و که نگو. کلی آدم ازم عکسای رو میخان که حتی رغبت نکردم یه بار نگاهشون کنم. یه بار که رفته بودم مسافرت گربه توی اتاقم رید. حدست درسته. پی پیا هنوز همون جان. هاردم...
  • رها رها رها سه‌شنبه 9 شهریور 1389 01:48
    چو تخته پاره بر موج رها رها رها من ! کاش باشم.
  • قربان دوشنبه 8 شهریور 1389 02:34
    شما امر بفرمایید قربان . کیه که اجرا کنه ؟!
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 7 شهریور 1389 00:15
    شاعر مورد علاقه ام عاشق شده. و دور البته. انگار رفیق قدیمیت زن بگیره.
  • حرفی میان افسوس و دلتنگی جمعه 5 شهریور 1389 21:30
    از تو برای من یه بلوز یه دفتر دو تا عروسک راه راه یه کتاب چند تا عکس یه ماشین اسباب بازی کوچیک. و یه عالمه اشک. کاش محکم تر بغلت میکردم قهرمان کوچک. پانویس: ای کسانی که دوست میدارید تا زمان در اختیارتان هست سفت بغل کنید.
  • خیار شور سه‌شنبه 2 شهریور 1389 23:32
    خیار شور! خیار شور! من فقط خیار شور میخوام. پانویس: وقتی آدمیزاد دلش پاز میخواهد. حرف هام به طرز احمقانه ای جایی میانِ گلو گیر کرده اند. درست مثل اون سیخ ماهیی که ول کن نیست.
  • اجتماع زدگی دوشنبه 1 شهریور 1389 16:29
    جواب تلفن نمیخوام بدم! اس ام اس حالمو بد می کنه. جواب ایمیل هم سختمه. از همه ی قرارای معلوم بدم میاد. آدما از ده تا بیشتر که بشن سرم گیج میره. از کارای باید بدم میاد. حتی دوست ندارم به مامانم بگم خانوم فلانی زنگ زد یا این بسته رو فلانی داده! یه چیزی توم جلوی همه ی این کارارو می گیره. از همه ی مسولیت های اجتماعی...
  • به میهمانیِ‌ خیالم بیا. یکشنبه 31 مرداد 1389 02:40
    به میهمانیِ‌ خیالم بیا.. اما خدا وکیل زود برو.
  • این کاما کجاست؟ سه‌شنبه 26 مرداد 1389 19:16
    الآن فهمیدم بیشتر از اون که از فاکتورهای جنسیتی بدم بیاد از پریود شدن درست وقتی که نباید (این کاما کجاست؟) بدم میاد. وقتی که داری واسه یه برنامه ی صخره نوردی نم دار آماده میشی! پانویس: هزارتو تموم شد. یه اتفاقای شبیه دل گرفتگی پیش اومد با این که خیلی اون جا نمیرفتم و پیگیر نبودم. خوش میگذشت اون جا.
  • دست و پای جا مانده دوشنبه 25 مرداد 1389 10:16
    بعد از کشتن سوسک به روش فیزیکی شمارش دست ها و پاها را فراموش نکنید.
  • [ بدون عنوان ] یکشنبه 24 مرداد 1389 13:43
    من از فاکتور های جنسیتی متنفزم. پانویس: بعدا میگم چی شده. نمیگم. اضافه شده در بعدا
  • بدون عنوان یکشنبه 17 مرداد 1389 20:11
    من به نام تو آغاز می کنم. تو هر غلطی می خوای بکن!
  • از بیخ چهارشنبه 13 مرداد 1389 00:45
    ‌: ا! سلاااام!‌ خوبی شیرین؟ ‌: سلام . ممنون. شما خوبین؟ : نشناختی منو؟ من دُرسام! : منم کتایونم.
  • شعر گونه های من ۴ سه‌شنبه 12 مرداد 1389 18:25
    تمشک های پیر پستان های خشک بیوه زن را می دانند. هر دو به عبوری بیتابند..
  • مدرسه ها باید همیشه بمانند. یکشنبه 3 مرداد 1389 01:24
    نمی دونم به موقع اون جا رسریدیم یا نه. داشتن خراب می کردن مدرسه رو. مدرسه ای که سال ها بچه ها رو بغل کرده بود. بچه های پاک پاک که برای یاد گرفتنِ این دنیا اومده بودن و قرار بود به زور!! یاد بگیرن که دو دو تا همیشه چهار تا و نمره ی بیست ایز گود. اون همه بچه.. اون همه احساس ناب... باز... بی دریغ. بی پرده. می گفت:« این...
  • بکر یکشنبه 3 مرداد 1389 00:33
    این فیسبوک لعنتیم داستانیه ها! کلا از این جور چیزا که آدما می سازن و دنبالش مسولیت و باید نباید داره بدم میاد. چرا موبایلتو جواب ندادی؟ فیسبوکتو چک کردی؟ ماشینتو ببر کارواش! لباست لکه شده! پرواز تاخیر داره. گور بابای همش! من زندگی طبیعی می خوام. بکر بکر. وقتی آدما کم فکر می کردن.. یعنی لازم نبوده زیاد فکر کنن. بایدو...
  • بین خطوط برانید دوشنبه 28 تیر 1389 03:33
    روزهایی هست که می خوای بپرسی How do you feel و نمی تونی. به هر حال بین خطوط برانید.
  • [ بدون عنوان ] چهارشنبه 19 خرداد 1389 15:16
    یه وقتای میبینی که از همه چی دور شدی ! وقتی می پرسن چطوری مکث میکنی ... نه که بد باشی ... فقط دقیقا نمی دونی ...!
  • بکر شنبه 28 فروردین 1389 01:43
    دلم بکر میخواد.
  • احوال پرسی دوشنبه 9 فروردین 1389 00:27
    اون فامیلتون که مُرد بهتر شده؟
  • انسان دوستی شنبه 1 اسفند 1388 22:52
    چند روز بود که بهش زنگ نزده بود. موبایل رو گرفته بود دستش و چشم ازش بر نمیداشت. دخترک نگران مزاحم تلفنیش بود...
  • 258
  • 1
  • ...
  • 5
  • 6
  • صفحه 7
  • 8
  • 9